نه اسرائيلي هستيم نه آمريكايي چشم به زمين داريم نه آسمان .
آنچه مرا مجاب كرد تا اين مطلب را بنويسم چالش چند روزه ي من با كساني است كه آتشين بر طبل جنگ مي كوبند و منتظر اقدامات راديكال تر اسرائيل هستند تا به اصطلاح جنگ سوم جهاني با ابرقدرت هاي متحد ! مسلمان مثل حزب الله و احمدي نژاد ( رژيم حاكم بر ايران ) و حكومت مشروع بشار اسد بر عليه اسرائيل باشيم .
جالب است كه بدانيم بنيادگرايان و نو محافظه كاران آمريكايي و دست راستي هاي اسرائيل در اين مساله در كنار هم هستند .
البته اين طنزي است كه بار ها تاريخ تلخ و شيرينش را به ما نشان داده است .
كودتاي 28 مرداد خودمان را فراموش نكنيم كه سرانجامش فداييان اسلام و سلطنت طلبان سنتي در يك جبهه قرار مي گيرند و دولت ملي دكتر مصدق را سرنگون مي كنند . يكي از ترس توده و ديگري از ترس رفتن سلطنت .
استدلال من اين است كه اشتباه صورت گرفته از سوي حزب الله يعني به اسارت گرفتن دو سرباز اسرائيلي بهانه اي به دست رژيم نژاد پرست و جنگ طلب اسرائيل داد تا آتش جنگ را به سرتاسر لبنان بكشاند .
سخن من با كساني است كه دولت لبنان را دست نشانده و حزب الله را سمبل مقاومت مي نامند اين است كه دولت لبنان خواه دست نشانده يا غير آن منتخب مردم لبنان است آيا شما مي پذيريد كه يكي از احزاب ايراني با اقدامي نسنجيده كل ايران را در آتش جنگ فرو برد ؟
شما كه غالبا با ديدگاه ايدئولوژيك استدلال مي كنيد ، آيا اين حديث را نشنيده ايد كه آنچه را براي خود مي پسنديد براي ديگران هم بپسنديد و اگر به غير آن مي انديشيد آيا اين اصل عقلاني را نمي پذيريد ؟
من هم در تعارضات فعلي چون ملي گرايي ايراني هستم به عنوان يك وطن پرست لبناني تحليل مي كنم اما اين به معني مشروعيت بخشيدن به اقدام رژيم نا مشروع اسرائيل نيست كه به قول جرج بوش – پدر دلسوز بشريت – حق دفاع ! از خود را دارد
البته او حق دارد اين حرف را بزند چون آمريكا و مزدوران بين المللي اش همچون اسرائيل عادت دارند كيلومترها دور تر از خاك خود از خود دفاع كنند .
دوستان ايراني هم كه به دليل ستيز با رژيم جمهوري اسلامي اسرائيلي شده اند !!!
توجه كنند كه دارند حتي اسرائيلي تر از دوست بلازي وزير خارجه فرانسه ، رومانو پرودي و ماسيما دالما نخست وزير و وزير خارجه ايتاليا ، اتحاديه اروپا و ساير متحدان اسرائيل عمل مي كنند حتي اسرائيلي تر از حزب كمونيست اسرائيل !
مبارز سياسي خوب كسي است كه با فكر و مغزش تحليل كند نه از سر احساسات و استدلال نابود كننده ي با دوست دوستم دوست هستم و با دوست دشمنم دشمن .
اين استدلال دست كمي از يا با ما يا با تروريست ها ندارد زيرا در اينجا هم ما محور خير هستيم و دوستي يا دشمني با ما سنجش گر خوبي ها يا بدي ها .
پيش تر در مورد راه حل مسالمت آميز حل مناقشه خاورميانه سخن گفته ام استدلال اكثر صلح طلبان جهاني كه نه طرف فلسطيني حماس آن را قبول دارد و نه اسرائيلي ها .
دنياي ما با همه زشتي هايش قرار داد هايي دارد كه بزرگ تر هايش آن را نوشته اند تا ماهم بزرگ نشده ايم و نتوانيم آن قراردادها را تغيير دهيم بايد بر اساس آن ها عمل كنيم .
اين مساله شبيه بازي با كارت هاست قانون آن مي گويد 4 آس بيش تر نداريم تازه شايد بازي بدون آس را هم به ما تحميل كنند ما بايد با همان برگ هايي كه داريم بهترين بازي را كنيم نه اينكه به اميد برگ هايي بهتر اصلا بازي نكنيم .
ادامه دارد ...
م.ايراني
قسمت هايي از مطلب فوق برگرفته از مطلب مرتبط زير است كه خواندن آن هم خالي از لطف نيست .
............................................................................................................
چندي پيش با يكي از دوستان در بحث بوديم كه گفتم يك قراردادي به نام حقوق بين الملل وجود دارد كه با اين معيار بايد عمل كنيم دوست من گفت كه با لفظ حقوق مخالف است چون كه اين قوانين را ابرقدرت ها نوشته اند و معلوم نيست كه حق باشند از آنجا كه با او موافق بودم من هم سخنم را اين گونه اصلاح كردم كه حقوق نه بلكه قواعد بين الملل كه بزرگ تر هاي جهان تعيين كرده اند و ما هم كوچك تر هستيم هنوز قدرت نداريم اين قواعد را تغيير دهيم و لذا با استفاده از همين قواعد بايد كاري كنيم تا قدرتمان افزون گردد و قواعد را تغيير دهيم در رد لفظ حقوق همين بس كه منشور حقوق بشر خود سازمان ملل مي گويد همه ي انسان ها با هم برابر و برادر اند اما همان سازمان ملل قانون تبعيض آميز وتو را را ساليان سال است كه اجرا مي كند در حالي كه هر ذهني مي داند كه يك بي عدالتي علني است كه ناقض دموكراسي و تساوي انسان هاست .
با ذكر اين مقدمه مي خواهم سياست هاي غير واقعي ساختار و دولت جديد را البته از ديد بنده نگارنده نقد كنم .
شعارهايي چون جنگ تا رفع فتنه از جهان ، نابودي آمريكا ، مرگ بر آمريكا ، مرگ بر اسرائيل و محو اسرائيل و پيشنهادات كميك رئيس دولت جمهوري اسلامي همچون انتقال اسرائيل به آلمان و اتريش و البته آلاسكا نمونه هايي اندك از آن است .
افكار اين آقايان اين است كه در يك بازي كارت با تعداد محدودي ورق بازي خواهان آن هستند كه داراي 10 يا 20 برگ آس باشند حال آنكه ممكن است حتي يك آس هم نداشته باشيم لذا منظور من اين است كه با همان كارت هاي خودمان بهترين بازي را انجام دهيم نه اينكه در انتظار برگ هاي بهتري باشيم .
البته اين انديشه خودم را نه پراگماتيسم مي دانم نه سود گرايي و نه هيچ ايسمي ديگر بلكه اين را واقع گرايي مي دانم يعني زندگي در جهاني كه هستيم آنگونه كه هست و تصميم گيري مطابق آنچه كه در جهان واقعيت هست نه آن گونه كه دوست داريم باشد . مثلا در مورد اسرائيل سازمان ملل ، اسرائيل و همه ابرقدرت ها همواره كشور ها و گروه هاي خواهان محو اسرائيل را به عمل برخلاف ميثاق هاي بين المللي و قوانين بين المللي متهم مي كنند خوب يك بازيگر خوب اكنون با يك گردش مناسب مي تواند بهترين نتيجه را بگيرد يعني اينكه طبق همين قوانين بين المللي همه ي كشور ها ملزم به عمل به مصوبه هاي سازمان ملل متحد هستند خوب ما مي گوييم اسرائيل رامثل هر كشور ديگر به رسميت مي شناسيم به شرطي كه به گفته خود شما اين كشور كه مثل هر كشوري ديگر حقوق و وظايفي دارد بيايد و به وظايف خود يعني عمل به مصوبه هاي سازمان ملل پايبند باشد لذا بايد به آخرين مرز به رسميت شناخته شده اش توسط اين سازمان هم پايبند باشد اگر پيشنهاد اين باشد قطعا تمام كشورهاي عربي و اسلامي و كشور هاي مستقل دنيا از اين پيشنهاد حمايت خواهند كرد و مخالفت با اين طرح چيزي جز بي آبرويي براي مخالفنش نخواهد داشت .كه باعث موج اعتراض در كشور هاي مخالف هم خواهد شد .
پس اين پيشنهادات طنز جز زبان دراز كردن اسرائيل و متحدانش هيچ نتيجه اي نخواهد داشت و باز هم نشان مي دهد كه بهترين موافقان ، مخالفان احمق و غير واقع بين هستند . به هر حال نمي خواهم بگويم نظر من صحيح است اما به هر حال نظر من اين است اين كه به موضوع اسرائيل پرداختم به عنوان مثال بود و اينكه نقش مهمي در چالش هاي ديگر ايران مثل آمريكا و انرژي هسته اي و ... دارد كه حل اين مساله مي تواند و محتمل اين است كه به حل تمام مسائل ديگر بپردازد.
6/1/1385 م .ايراني